يا من اسمه دوا و ذكره شفا
اگر نالد بهار از زخم دل نالد نه زخم سل پرستاران چه مي خواهيد از اين بيمار زار امشب
من در زمستان پنجره ي همسايه مان سرماي عشق خورده بودم و نسخه ي طبيبان حاذق و پزشكان
ماهر شهر لطفي نداشت .مادرم مي گفت اگر بتواني مقداري از ذرت كاكل يار و غمزه ي او را پيدا كني
و بجوشاني و دم كرده اش را با چند حبه قند لبش بخوري خوب مي شوي. خاتون محله هم نسخه داد
كه هر 24 ساعت غروب پاييزي تا دو هفته از شربت گيلاس چشمان يار بخورم و من درخم كوچه ي
ابرويش و در كوچه پس كوچه هاي دلش از داروخانه چشمان دلبر قرص گونه ها و سوزن مژه هايش را
مي خواستم غافل از اين كه در يك پلك بر هم زدن او مجذوب آينه ي نگاهش شده بودم . كسي هست
به خاتون روستاي ما بگويد چگونه مي شود از صيقل آينه چشم دلدار گريزي به جاده سياه زلفانش زد؟
به حكيمان بگوييد سرماخوردگي وجود ازشربت گرمي لبخند و قرص چشمان يار بهبود مي يابد نه هر
هشت ساعت كه هر ثانيه.

