تبليغاتX
.:: www.tehranm.blogfa.ir ::.

www.tehranm.blogfa.ir

ادبی

بیماری محبت پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 7:2

يا من اسمه دوا و ذكره شفا

اگر نالد بهار از زخم دل نالد نه زخم سل      پرستاران چه مي خواهيد از اين بيمار زار امشب

من در زمستان پنجره ي همسايه مان سرماي عشق خورده بودم و نسخه ي طبيبان حاذق و پزشكان

 ماهر شهر لطفي نداشت .مادرم مي گفت اگر بتواني مقداري از ذرت كاكل يار و غمزه ي او را پيدا كني

و بجوشاني و دم كرده اش را با چند حبه قند لبش بخوري خوب مي شوي. خاتون محله هم نسخه داد

 كه هر 24 ساعت غروب پاييزي تا دو هفته از شربت گيلاس چشمان يار بخورم و من درخم كوچه ي

 ابرويش و در  كوچه پس كوچه هاي دلش از داروخانه چشمان دلبر قرص گونه ها و سوزن مژه هايش را

 مي خواستم غافل از اين كه در يك پلك بر هم زدن او مجذوب آينه ي نگاهش شده بودم . كسي هست

 به خاتون روستاي ما بگويد چگونه مي شود از صيقل آينه چشم دلدار گريزي به جاده سياه زلفانش زد؟

به حكيمان بگوييد سرماخوردگي وجود ازشربت  گرمي لبخند و قرص چشمان يار بهبود مي يابد نه هر

هشت ساعت كه هر ثانيه.

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: اشعار و نوشته های خودم | لينک ثابت |

خیال تو تخت جمعه بیست و دوم آبان 1388 15:27

سلام  با پاییز خوب و شاید غم انگیزش گلاویزیم  و حالا شعری از یکی از شاعران استان کرمان

يك حوض ، يك حياط قديمي و بند رخت

تو تكيه داده اي به خم كنده ي درخت

دستي به چانه داري و از زير روسري

بر باد داده اي شنل گيسوان لخت

مي شد تمام حال تو را حدس زد از آن…

ديوان پاره پاره ي حافظ كنار تخت

شايد به دست تو نرسيده ست نامه ام

يا حالتان گرفته از اين روز هاي سخت

بانوي شعر هاي من آخر تو مي شوي

زيباترين عروس لباس سپيد بخت

اين روز ها اگرچه فرشته ! اگرچه ماه !

عاشق نمي شوم و خيال تو تخت تخت

 

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: شعر شاعران | لينک ثابت |

به چه فکر می کنی مرد! شنبه شانزدهم آبان 1388 19:56

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: عکس ها | لينک ثابت |

از لج تو پنجشنبه هفتم آبان 1388 6:48

سلام  میلاد هشتمین خورشید عالم ولایت و  ارزشمندترین مروارید ایران زمین امام رضا(ع) را تبریک  میگویم و شعری از محمود طلوعی را می نویسم که ارزش خواندن دارد باز هم از دیر به روز شدنم شرمنده -گرفتاری درسی مقصر حادثه هست

غزل تازه ی من تازه شدن از لج تو

گفته باشم پس از اين نه تو نه من از لج تو

تو که با لختی هفتادو دوتن رقصيدی

شده ام عاشق هفتادودو تن از لج تو

گفته بودی که بدت آمده از مردودهل

پس بيا اين دهل واين دددن از لج تو

زدم آتش به همه مال و منالم ليلا

عکس ليلا سه عدد بيست تومن از لج تو

آخرين بيت غزل خود کشی من شده است

هی -نگو از لج کی -قاعدتا از لج تو 

 

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: شعر شاعران | لينک ثابت |

که چی چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 2:34

سلامی  به همین زیبایی پاییز شهرم .اگر یادتون باشه چندی قبل نوشتم اینقدر رو ساحل چشمای یارم راه رفتم و شن کنار دریای چشمش به شاه نشین چشمم خورد تا تونستم شعری بسرایم حالا برعکس او آنقدر رومژه هام قدم میزنه نه تنها نمی ترسم به قول بابا طاهر(نشینه خار مژگانم به چشمش) که پاش بلغزه و بیفته تو کاسه ی چشم حریصم(به خدا هرچی باشم من حریص نیستم) و این غزل حاصل قدم زدنای او رو ماسه های پلک های چشممه

میخواستی از برابر من بگذری که چی

رنجی دو باره بر دل من آوری که چی

عصر چهارشنبه شبیه کبوتری

بر بام خانه ی ما می پری که چی

در بین چشم های زلیخا نشسته ای

داری غرور یوسف دل می خری که چی

این دل شکسته است به دردی نمی خورد

بانو!دل سیاه مرا می بری که چی

گفتی که در برابر من کم می آوری

باشد قبول، خانم گیسو زری که چی

من در فضای خانه ی احساس کودکی

دارم قبول می کنم از من سری که چی

در قلب کوه تیشه ی فرهاد می زنم

پیچیده این صدا که تو شیرینتری که چی

 

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: اشعار و نوشته های خودم | لينک ثابت |

جشنواره شعر رضوی جمعه هفدهم مهر 1388 9:6

 

سلام

اول اين كه گرفتاري هاي كاري و مشغله درسي كه تمام هفته حتي جمعه ها را از من گرفته نمي گذارد بيشتر سربزنم و دوم اينكه فردا شب(شنبه هجدهم مهر) از ساعت 18 در تالار علقمه (دو راهی سرچشمه) رفسنجان چهاردهمين جشنواره شعر رضوي بر گزار مي گرد كه تشريف فرما باشيد (چون سرمه مي وزي قدمت روي چشم ما)  سوم این که غزلی را دارم به صفحه ذهن می آورم منتظر باشید

با این مطلع (دوری نه دوستی که جدایی می آورد )

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: اشعار و نوشته های خودم | لينک ثابت |

بی تابی یکشنبه پنجم مهر 1388 21:16

سلام حالا که دانشگاه ها باز شده روح خسته ی من خیلی قشنگ و عالی شده .دیدن دانشجویان اندیشه خواه لذتی وافر دارد هر کدام برای خود عالمی دارند فرای دنیای بقیه. خدا حفظشان کنه

ای مانتو کلوش روسری آبی من         ای لب شکلاتی .گل عنابی من

آن هفته سه چار مرتبه دکتر رفتم        کمتر تو بشو باعث بی تابی من

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: اشعار و نوشته های خودم | لينک ثابت |

گسل شانه یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 17:14

سلام ،عيد خجسته فطر شاد باش همگي باد .  غزلي مي گذارم و نزديك مي شوم به مكتب واسوخت و مي سرايم براي ....

تو نگاهت رگي از شادي و از غم دارد                          چشم تو طعم بهشت است و جهنم دارد

اين كه حوّا شوي و باز گناهي نكني                           آرزويي است فقط حضرت آدم دارد

من به اين كوفه ي ابروي شما مشكوكم                        تيغ ابروي شما زاده ي ملجم دارد

هر كسي را نتوان گفت كه صاحب قدم است                 ردّ پاي تو ذبيح است، كه زمزم دارد

موج با صخره در افتاده ، كه  طوفاني شد                      بعد ازآن خواهش موج است كه كم كم دارد

مي رود تا به دل صخره اثر بگذارد                                هر كه را همت بازوست  مگر غم دارد

روي دوش تو سرم را نگذارم بهتر                                گسل شانه ي تو زلزله ي بم دارد

 

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: اشعار و نوشته های خودم | لينک ثابت |

تهران گردی یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 16:7

سلام عباداتتان در اين ايام عزيز و در شب تنهايي كوفه پذيرفته درگاه خدايي باد

ده - دوازده روزي  كه به تهران رفتم  از همه بي خبر بودم  در ميانه راه در كاشان به موزه فين  رفتم و قتلگاه امير كبير را هم ديدم  در قم به زيارت حضرت معصومه(س)  رفتم و دعاگوي دوستان بودم در تهران هم تا چشمم ديد و دلم خواست كتاب خريدم آن هم كتاب هاي تازه به بازار آمده و بعد به شمال رفتم و در منطقه كندلوس از موزه ي زيباي آنجا ديدن كردم خيلي ديدني و تماشايي بود عكس هايي از هنرمندان و بزرگان سياسي كشور هم در انجا بود كه نشانه بازديد آنها از اين موزه بود و چند روزي در هواي سالم شمال به گشت و تفريح پرداختم در بازگشت  دو سه روزي تهران ماندم به خانه استاد عزيزم دكتر مير عابديني رفتم با بزرگواري، چند جلد از كتاب هايشان را كه امسال نوشته بودند به من تقديم كردند به خانه شاعر خوب جناب صادقي زريني هم رفتم و از اشعار ايشان استفاده كردم و دو كتاب هم ايشان به رسم يادبود دوستانه به من هديه كردند چند تا از شاعران خوب كشور را هم تهران ديدم كه به بيت رهبري رفته بودند و خلاصه ......

شعري از كتاب (آنها) از فاضل نظري مي گذارم و التماس دعا

راز اين داغ  نه در سجده طولاني ماست          بوسه اوست كه چون مهر به پيشاني ماست

شادمانيم كه در سنگ دلي چون ديوار              باز هم پنجره اي در دل سيماني ماست

موج با تجربه صخره به دريا برگشت              كمترين فايده عشق پشيماني ماست

خانه اي بر سر خود ريخته ايم اما عشق           هم چنان منتظر لحظه ويراني ماست

باد پيغام رسان من و او خواهد ماند                 گر چه خود بي خبر از بوسه پنهاني ماست

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: شعر شاعران | لينک ثابت |

پشت گوش انداختن پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 23:33

سلام تا این لحظه عباداتتان قبول باشد

این رباعی از خلیل جوادی است و قشنگه چرا که نفهمیدم مو را یا نصیحت را پشت گوش می اندازد

چون خرمن مو به دوش می اندازد          بین همه جنب و جوش می اندازد

گفتیم نصیحتش کنید ای مردم                 گفتند به پشت گوش می اندازد

نوشته شده توسط محمد طالبی | موضوع: شعر شاعران | لينک ثابت |

قالب های رایگان دستیا
<!-- Begin WebGozar.com Counter code -->
<script type=